امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

امیررضا مامان

انتخاب تخت و کمد

سلام دوستای گلم.ازتون می خوام راجع به مدل تخت و کمدی که انتخاب کردم نظر بدید.از نظر اندازه و جاگیریش آیا کوچیکه یا خوبه؟البته تختش رو می خوام نوجوانی بردارم. ...
5 شهريور 1393

اولین مسافرت پسرم

سلام پسرم.چهارشنبه هفته پیش یعنی31تیرماه با بابایی و مامانی و مامان جون و باباجون و دایی رفتیم پابوس امام رضا.خیلی وقت بود می خواستم برم.دفعه پیش که مشهد بودم از امام رضا خواسته بودم که دفعه بعد با فرزند دلبندم به پابوسش برم.خدا رو شکر حاجتم رو گرفتم. خیلی پسر خوبی بودی مامانی.یه ذره هم مامانی رو اذیت نکردی ولی تا دلت بخواد مامانی اذیتت کرد.راه رفتن زیاد،نشستن زیاد،استراحت نکردن و ....  .حرم خیلی شلوغ بود خیلی، واسه همین خیلی نزدیک ضریح نرفتم که اذیت نشی مامانی.بازم ببخشم مامانی رفتم حرم و تو رو بیمه امام رضا کردم و ازش خواستم که پسری صالح و سالم بهم بده. کلی سیسمونی توی مشهد برات خریدم.رفتیم پاساژ حریر،مرکز سیسمونی فروشی...
10 مرداد 1393

هفته22

سلام دوستان.پسر ناز مامانی الآن22هفتشه.روز به روز داره حرکتاش بیشتر میشه.توی این شبای عزیز از خدا می خوام که فرزندی سالم و صالح بهم بده.از همگی التماس دعا دارم.                                  دوستای عزیزم ازتون یه کمکی می خوام.در حال تهیه سیسمونی هستم.مدل تخت و کمد،مدل لباس زمستونی هرچی می دونید تو خرید بهم کمک کنید. ...
26 تير 1393

روزی که فهمیدم مامان شدم

24اسفند92بود که بعد از دادن آزمایش خون متوجه شدم دارم مادر میشم.باورم نمی شد.از دم آزمایشگاه تا خونه فقط اشک ریختم اشک شادی و زیر لب خدا رو شکر می کردم اونقدر خوشحال بودم که نمی تونستم با آقایی حرف بزنم.خیلی خوشحال بودم خیلی. حالا دیگه دست از پا نمی شناختم که به همه بگم که دارم مامان میشم دارم یه نی نی که قراره بشه همدم مامانی بیارم.اما با محمدم(بابای نی نی مون)تصمیم گرفتیم که بذاریم روز تحویل سال نو بهشون خبر بدیم آخه چند روزی بیشتر تا عید نمونده بود.همون شب 2رکعت نماز شکر به جا آوردم و پسرم رو به خدای مهربون که همیشه پشت و پناهم بوده سپردم. ...
23 تير 1393

روز اول

سلام دوستان. امروز اولین روز شروع به کار وبلاگ پسر مامانی،امیررضا هست.اول از همه بگم که پسر خوشگلم هنوز دنیا نیومده و من الآن145 روزمه.یعنی 4 ماه و 3 هفته. می خوام از خاطرات شیرین و لحظات خوبم برات بگم مامانی تا وقتی بزرگ شدی بدونی که خیلی برام مهم بودی. دوست دارم عسل مامانی ...
6 تير 1393